تبليغاتX
عشق علیه السلام -

 چه خوب است اگر وبلاگ های مان جایی هم برای عرضه شعر دیگر دوستان باشد . بخصوص آنانی که فرصت کم تری دارند تا در این وادی نیز متاع خویش را عرضه کنند. فرید یکی از آنانی ست که آنی دارد و شعرش تو را به خلوتی خدایی می برد. امیری اسفندقه عزیز در نامه قبلی سخنی از روضه و نام مبارک زهرای مرضیه(س) برد . تا فرصتی فراهم شود برای روضه ای شما را میهمان شعری از فرید - قادر طهماسبی-  می کنم

 

بهاي فدك

 

آن شب كه دفن كرد علي(ع)، بي‌صدا تو را

خون گريه كرد چشم خدا در عزا تو را

 

در گوش چاه، گوهر نجوا نمي‌شكست

اي آشيانِ درد، علي داشت تا تو را

 

اي مادرِ پدر، غمش از دست برده بود

همراه خود نداشت اگر مصطفي(ص) تو را

 

زين درد سوختيم كه اي زُهرة منير

كتمان كند به خلوت شب، مرتضي تو را

 

ناموسِ دردهاي علي بودي و چو اشك

پيدا نخواست غيرتِ شير خدا تو را

 

دفن شبانة تو كه با خواهش تو بود

فرياد روشني‌ست ز چندين جفا تو را

 

تا كفرِ غاصبان خلافت عَلَم شود

راهي نبود بهتر از اين، مرحبا تو را!

 

يك عمر در گلوي تو بغض، استخوان شكست

در سايه داشت گرچه علي چون هما تو را

 

دزديد ناله‌هاي تو را اشكِ سرخ‌روي

از بس كه سرمه ريخت به شيون، حيا تو را

 

اي مهربان، كنيزك غم تا تو را شناخت

دامن رها نكرد به رسم وفا تو را

 

خم كرد اي يگانه سپيدارِ باغِ وحي

اين هيجده بهارِ پر از ماجرا، تو را

 

تحريف دين، فراق پدر، غربتِ علي(ع)

انداخت اين سه دردِ مجسّم ز پا تو را

 

نامت نهاد فاطمه(س)، كان فاطرِ غيور

مي‌خواست از تمامي عالم، جدا تو را

 

در شطّ اشك، روح تو هر چند غوطه خورد

رفع عطش نكرد، فراتِ دعا تو را

 

دادند در بهاي فدك آخر اي دريغ

گلخانه‌اي به گسترة كربلا تو را

 

گلخانة مزار تو را عاشقي نيافت

اي جان عاشقان حسيني فدا تو را

 

پهلوشكسته‌اي و علي با فرشتگان

با گريه مي‌برند به دارالشفا تو را

 

دارالشفاي درد جهان، خانة علي‌ست

زين خانه مي‌برند ندانم كجا تو را؟!

 

غافل مشو «فريد» از اين مژدة زلال

كاين حال هديه‌اي‌ست ز خيرالنسا تو را


 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 15:22  توسط علی رضا قزوه  | 

 
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> >