برخورد از نوع سوم روزنامه ی کیهان با محمد علی بهمنی
در روزنامه کیهان روز چهارشنبه بیستم تیرماه هشتاد و شش به بهانه برنامه بزرگداشتی که از سوی مرکز موسیقی صدا و سیما برای محمد علی بهمنی برگزار شده بود به ایشان اهانت های ناجوانمردانه ای از سوی نویسنده مستعار روزنامه کیهان روا داشته شده بود. از آن جایی که بنده در مراسم بزرگداشت ایشان حضور داشتم و سخنرانی نیز کردم و ایشان را به عنوان یکی از شاعران قدرتمند و صاحب سبک می شناسم و در انسانیت و زلالی بهمنی کوچک ترین شبهه و شکی ندارم و ایشان را به عنوان یکی از شاعران موفق این سال ها می شناسم و با حضور ایشان شورای شعر وزارت ارشاد شادابی و نشاط بهتری یافته است به عنوان مسئول شورای شعر و یکی از شاعران همراه با ایشان بر خود واجب می دانم تا به شیوه ی غیر اخلاقی و ناجوانمردانه نویسنده روزنامه کیهان اعتراض کنم. اعتراضی که اگر با اعاده حیثیت برای ایشان و عذرخواهی این نشریه همراه نباشد به استعفای این جانب از مسئولیت شورای شعر و حتی روزه ی سکوت و کنار گذاشتن شاعری ام منجر خواهد شد.
بهمنی را نسل من با شعر شکوهمند ( زنده تر از تو کسی نیست چرا گریه کنیم ) برای ارتحال امام خمینی (ره) شناخت. شعری که به شهادت دوست و دشمن بهترین غزل سوکسرود برای امام بوده و هست. بعدها بهمنی را با غزل هایی زلال و با فضایی آکنده از معرفت و عشق های پاک شناختیم . آن هم در روزگاری که معنای عشق این کلمه مقدس و پاک از سوی شاعران نانجیب تا سطح هوس و شهوت فرو کشیده شده بود.
بعد ها غزل های زیبایی برای حضرت سید الشهدا امام حسین (ع) نیز از بهمنی شنیدیم و سال ها همدلی و همراهی با نشریات معتبر ج.ا.ا. همچون صفحه ادبی بشنو از نی روزنامه اطلاعات سبب رشد و پرورش استعدادهای جوان کشور شد. از همه جالب تر حضور بهمنی در یکی از دورافتاده ترین استان های ایران یعنی هرمزگان و تلاش بی مزد و منت ایشان با فرزندان رنج کشیده این استان بود که این خطه را به عنوان یکی از قطب های ادبی کشور در آورد. بچه هایی که می توانستند قاچاقچی کالا و معتاد گوشه خیابان شوند حالا شاعران برجسته نسل جوان شده بودند و هر یک با چند کتاب با ارزش و این هم از برکت حضور زلال و صمیمی بهمنی بود.
بعدها بزرگداشت هایی نیز برای بهمنی گرفته شد. از بزرگداشت شکوهمندی که در دوره وزارت فرهنگ آقای مسجد جامعی برای ایشان گرفتند تا بزرگداشت های دیگری که بسیاری از چهره های فرهنگی استان از جمله امام جمعه فرهنگ دوست و ادیب آن استان حضرت آیت الله نعیم آبادی حضور داشتند و ایشان که از نزدیک سال هاست در بندرعباس حضور دارند شاهد زحمات صادقانه این شاعر ارجمند بودند بارها با احترام از این شاعر ارزنده نام بردند. علاوه بر این در چند جلسه حضور شاعران در خدمت مقام معظم رهبری باز این شاعر ارزنده حضور داشتند و مقام معظم رهبری از غزل های ایشان بسیار مشعوف شدند. علاوه بر این ها افتخار بزرگ دیگری نیز برای محمد علی بهمنی رقم خورد و آن برگزیده شدن ایشان به عنوان شاعر برتر کشور در نخستین جشنواره شعر فجر در رشته شعر کلاسیک به همراه حسین منزوی بود. همه این ها را بگذارید در یک کفه و ماجرای تعیین مسئول جدید شورای شعر کشور را – به علت عدم حضور بنده در ماه های آتیه در این شورا- را در کفه دیگر تا بگویم که ماجرا از کجا آب می خورد. داد و قال راه انداختن و وا اسلاما سر دادن برای یک برنامه کوچک بیست سی نفره با جزوه ای در شمارگان پنجاه نسخه این همه داد و قال دارد؟ چرا روزی که برای بهمنی آن همه بزرگداشت و با چاپ کتاب های چند صد صفحه ای همراه بود این داد و قال را سر ندادید؟ چرا روزی که بهمنی بزرگترین جایزه رسمی شعر در فجر را تصاحب کرد خفقان گرفته بودید؟ چرا وقتی بارها و بارها در محضر مقام معظم رهبری شعرخوانی ایشان همراه با احسنت های رهبر گرامی انقلاب از تلویزیون پخش شد لال شده بودید؟ ماجرا برمی گردد به لحاف ملا . پس گوش کنید به ادامه ی قصه.
راستش در مدت ده ماهی که بنده مسئولیت شورای شعر را عهده دار بودم همگان شاهد بودند که من شورای شعری را تحویل گرفتم که چندان خوش نام نبود و در آن دلالان ترانه به جای شاعران رفت و آمد می کردند . آوردن شاعران و ترانه سرایان جوانی چون عبدالجبار کاکایی و اهورا ایمان و بعدها استاد محمد علی بهمنی و سپردن کارهای کلیدی به این شاعران و دفاع از حقوق شاعران شهرستانی و تاسیس بانک ترانه و سپردن مسئولیت آن به بهمنی و در هفته اخیر زمزمه معرفی ایشان به جای بنده – اگر چه بنده فقط ایشان را پیشنهاد داده بودم و معرفی ایشان باید از سوی معاون محترم هنری وزیر فرهنگ انجام شود - برخی از شاعران را – که شورای شعر را ملک طلق خود می دانستند – عصبانی کرد.
اهانت های روزنامه کیهان ارتباطی صد در صد پنهانی با همین ها دارد. اما ای کاش نویسنده ی بی تعهد روزنامه کیهان می دانست که بهمنی از منظم ترین و پاک ترین و امین ترین و صادق ترین و خانواده دوست ترین شاعرانی ست که با من در شورای شعر همکاری داشته است و براستی مگر ملاک های شاعری و انسان بودن چیست؟ اگر چه در مقاله افترا آمیز روزنامه کیهان به شخصیت نازنینی چون روانشاد نوذر پرنگ نیز اهانت شده است که پاسخش در روز قیامت با شاعری که از این دنیا جز پاکی و رنج چیزی نبرد . تضعیف بهمنی در این روزها تقویت کسانی ست که سال ها با نام شعر انقلاب بسیاری از شاعران موجه مثل سایه و منزوی و دیگران را به شورای شعر راه ندادند تا ترانه های خودشان تصویب شود. اما من در این مدت با وجود درخواست های مکرر صاحبان شرکت های آن چنانی در برابر پاکت ها مقاومت کردم و حتی یک ترانه نیز از خودم را برای تصویب به شورا نیاوردم و به کسی نیز ترانه ندادم. بهمنی نیز با صداقت و پاکی به همان چندرغاز حقوق پرداختی اکتفا کرد و وارد جریان های مسئله دار نشد وبارها با خرید بلیت رفت و برگشت هواپیما تنها و تنها برای احساس وظیفه در کنار ما بود و هست. اعضای دیگر شورا نیز همچون بهمنی با صداقت عمل کردند. اما حالا وقت تسویه حساب بود . چون بهمنی که بیاید همچنان واسطه ها بی کار می مانند و شگفتا و شگفتا که این بار کیهان خواسته یا نخواسته وارد این بازی دردناک شد و آب به آسیاب دلالان ریخت. من در گفته هایم جدی هستم و با هیچ کسی شوخی ندارم. می توانم با خیلی ها مصالحه کنم و همچنان رییس بمانم. کاری که متاسفانه در مملکت ما باب است . اما این منصب ها و پست ها را جز درد سر نمی دانم. و خدا را شکر که خیلی راحت می توانم از آن دل بکنم. اما بازی کردن با آبروی افراد برایم بسیار دردآور و شکننده است. فکر می کنم که شیوه نویسنده کیهان بیش از آن که به شیوه ی مولا علی (ره) نزدیک باشد به دسیسه معاویه نزدیک است . از این رو نرفتن به شورای شعر و تسویه با شاعرنماهای انقلاب را همین امروز باید انجام بدهم . درست در روزی که با دو جناح درگیرم.